هیچ و دیگر هیچ

هیچ اگر سایه پذیرد،منم آن سایه هیچ

هیچ و دیگر هیچ

هیچ اگر سایه پذیرد،منم آن سایه هیچ

هیچ و دیگر هیچ

می نویسم....
گاهی،تنها راه رسیدن به آرامش درونی من است

گاهی،آزارم میدهد.

برایم هم رنج است و هم لذت...

نه می شود رهایش کنم نه نمیخواهم که رهایش کنم.

۱۳ مطلب با موضوع «من نوشته» ثبت شده است

شروع دوباره

خیلی از پست ها را حذف کردم.


از اول شروع میکنم....:-( 

هر چه می خواهی بردار

دنیا برایم شبیه بازی کبدی شده است، هر چیزی را که می خواهم...
دنیا، تیمش را متحد میکند و آنرا با تمام قدرتش می بلعد.

هیچ2

بعضی حرفها،انگار اگر گفته شوند،فاسد می شوند...

قبلنا..تازگیا

قبلنا فکر میکردم همه چیز دست یافتنی و میشه همه چیز و بدست آورد
اما تازگیا هرچی پیش میرم به دست نیافتنی بودن بیشتر اطمینان پیدا میکنم

شاید همین بس بود

در زندگی شاید همین بس بود

در گوشه ای آرام
اشعار از،نیما،اوستا هست
یک بیت از دیوان او

یا لحظه ای
غمگین حیاطی کوچک از پاییز

چاره چیست؟

نه ز ایمانم نشانی،

نه ز کفرم رونقی 


در میان این و آن، 

درمانده حیران چون کنم

شرح حال

حال و روز امروزم....

در ﺍﻳﻦ ﺳﺮﺍﻱ ﺑﻲ ﻛﺴﻲ ﻛﺴﻲ ﺑﻪ ﺩﺭ ﻧﻤﻲ ﺯﻧﺪ
ﺑﻪ ﺩﺷﺖ ﭘﺮ ﻣﻼ‌ﻝ ﻣﺎ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﭘﺮ ﻧﻤﻲ ﺯﻧﺪ 

ﻳﻜﻲ ﺯﺷﺐ ﮔﺮﻓﺘﮕﺎﻥ ﭼﺮﺍﻍ ﺑﺮ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﺪ
ﻛﺴﻲ ﺑﻪ ﻛﻮﭼﻪ ﺳﺎﺭ ﺷﺐ ﺩﺭ ﺳﺤﺮ ﻧﻤﻲ ﺯﻧﺪ

ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺍﻳﻦ ﻏﺒﺎﺭ ﺑﻲ ﺳﻮﺍﺭ 
ﺩﺭﻳﻎ ﻛﺰ ﺷﺒﻲ ﭼﻨﻴﻦ ﺳﭙﻴﺪﻩ ﺳﺮ ﻧﻤﻲ ﺯﻧﺪ

ﺩﻝ ﺧﺮﺍﺏ ﻣﻦ ﺩﮔﺮ ﺧﺮﺍﺏ ﺗﺮ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ
ﻛﻪ ﺧﻨﺠﺮ ﻏﻤﺖ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺧﺮﺍﺏ ﺗﺮ ﻧﻤﻲ ﺯﻧﺪ 

ﮔﺬﺭ ﮔﻬﻲ ﺍﺳﺖ ﭘﺮ ﺳﺘﻢ ﻛﻪ ﺍﻧﺪﺭﻭ ﺑﻪ ﻏﻴﺮ ﻏﻢ 
ﻳﻜﻲ ﺻﻼ‌ﻱ ﺁﺷﻨﺎ ﺑﻪ ﺭﻫﮕﺬﺭ ﻧﻤﻲ ﺯﻧﺪ

ﭼﻪ ﭼﺸﻢ ﭘﺎﺳﺦ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺩﺭﻳﭽﻪ ﻫﺎﻱ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﺕ 
ﺑﺮﻭ ﮐﻪ ﻫﻴﭻ ﮐﺲ ﻧﺪﺍ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﮐﺮ ﻧﻤﻲ ﺯﻧﺪ 

ﻧﻪ ﺳﺎﻳﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﻧﻪ ﺑﺮ ﺑﻴﻔﮑﻨﻨﺪﻡ ﻭ ﺳﺰﺍﺳﺖ 
ﺍﮔﺮ ﻧﻪ ﺑﺮ ﺩﺭﺧﺖ ﺗﺮ ﮐﺴﻲ ﺗﺒﺮ ﻧﻤﻲ زند ""هوشنگ ابتهاج ""

از فکر تا عمل

از فکر تا عمل گرچه راه طولانی نیست و میشه خیلی راحت پا در این وادی نهاد اما اولین حرکت نیاز به یک اراده قوی داره،نیاز به انگیزه که ما رو از سر جامون بلند کنه و تکونی به خودمون بدیم .

من از اون دسته آدمام که تا دلتون بخواد فکر و خیال میکنم اما حرکت و جنبش .....لا.....ابدااا ...فقط فکر و خیال ...

به عنوان مثال ریا نشه چندین سال پیش وقتی سیستم عامل هایی مثل xp اوج بودن ..پیش خودم فکر کردم که چقدر خوب میشد اگه سیستم عامل کارهای مارو پیش بینی کنه،یعنی بدونه ما میخوایم چیکارکنیم و به چه چیزهایی علاقه داریم....


نگو دارن روی این موضوع کار میکنن و ما بی خبریم....حالادیگه تقریبا دارن سعی میکنن از این حالت پیشگو استفاده کنن..


..:::میگن وقتی به ایده ای فکر میکنی همزمان چندین نفر(که نمیدونم دقیقا گفتن چند نفر)به همون ضوع فکر میکنن ...:::... فکر و خیال خوبه...ایده پردازی هم خوبه .ولی میدون دادن و عملی کردن اونا خیلی مهم تره .

یک شعر خوب از سعدی

این شعر چقدر زیباست و چقدر زیباتر میشه باصدای دلنشین استاد شجریان(در البوم فریاد)

ﻫﺮ ﮐﻪ ﺳﻮﺩﺍﯼ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﺩ ﭼﻪ ﻏﻢ ﺍﺯ ﻫﺮ ﮐﻪ ﺟﻬﺎﻧﺶ
ﻧﮕﺮﺍﻥ ﺗﻮ ﭼﻪ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﻭ ﺑﯿﻢ ﺍﺯ ﺩﮔﺮﺍﻧﺶ
ﺁﻥ ﭘﯽ ﻣﻬﺮ ﺗﻮ ﮔﯿﺮﺩ ﮐﻪ ﻧﮕﯿﺮﺩ ﭘﯽ ﺧﻮﯾﺸﺶ
ﻭﺍﻥ ﺳﺮ ﻭﺻﻞ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻏﻢ ﺟﺎﻧﺶ
ﻫﺮ ﮐﻪ ﺍﺯ ﯾﺎﺭ ﺗﺤﻤﻞ ﻧﮑﻨﺪ ﯾﺎﺭ ﻣﮕﻮﯾﺶ
ﻭﺍﻥ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻣﻼ‌ﻣﺖ ﻧﮑﺸﺪ ﻣﺮﺩ ﻣﺨﻮﺍﻧﺶ
ﭼﻮﻥ ﺩﻝ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺭﺷﺪ ﻣﺜﻞ ﮐﺮﻩ ﺗﻮﺳﻦ
ﻧﺘﻮﺍﻥ ﺏﺍﺯﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﺷﻬﺮ ﻋﻨﺎﻧﺶ
ﺑﻪ ﺟﻔﺎﯾﯽ ﻭ ﻗﻔﺎﯾﯽ ﻧﺮﻭﺩ ﻋﺎﺷﻖ ﺻﺎﺩﻕ
ﻣﮋﻩ ﺑﺮ ﻫﻢ ﻧﺰﻧﺪ ﮔﺮ ﺑﺰﻧﯽ ﺗﯿﺮ ﻭ ﺳﻨﺎﻧﺶ
ﺧﻔﺘﻪ ﺧﺎﮎ ﻟﺤﺪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻧﺎﮔﻪ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺁﯾﯽ
ﻋﺠﺐ ﺍﺭ ﺏﺍﺯﻧﯿﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺗﻦ ﻣﺮﺩﻩ ﺭﻭﺍﻧﺶ
ﺷﺮﻡ ﺩﺍﺭﺩ ﭼﻤﻦ ﺍﺯ ﻗﺎﻣﺖ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪﺕ
ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮ ﻧﺒﻮﺩﺳﺖ ﭼﻨﯿﻦ ﺳﺮﻭ ﺭﻭﺍﻧﺶ
ﮔﻔﺘﻢ ﺍﺯ ﻭﺭﻃﻪ ﻋﺸﻘﺖ ﺑﻪ ﺻﺒﻮﺭﯼ ﺑﻪ ﺩﺭﺁﯾﻢ
ﺏﺍﺯ ﻣﯽ‌ﺑﯿﻨﻢ ﻭ ﺩﺭﯾﺎ ﻧﻪ ﭘﺪﯾﺪﺳﺖ ﮐﺮﺍﻧﺶ
ﻋﻬﺪ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻧﻪ ﻋﻬﺪﯼ ﮐﻪ ﺗﻐﯿﺮ ﺑﭙﺬﯾﺮﺩ
ﺑﻮﺳﺘﺎﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺰﻧﺪ ﺑﺎﺩ ﺧﺰﺍﻧﺶ
ﭼﻪ ﮔﻨﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﻪ ﺗﻌﻠﻖ ﺑﺒﺮﯾﺪﯼ
ﺑﻨﺪﻩ ﺑﯽ ﺟﺮﻡ ﻭ ﺧﻄﺎﯾﯽ ﻧﻪ ﺻﻮﺍﺑﺴﺖ ﻣﺮﺍﻧﺶ
ﻧﺮﺳﺪ ﻧﺎﻟﻪ ﺳﻌﺪﯼ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻟﻢ
ﮐﻪ ﻧﻪ ﺗﺼﺪﯾﻖ ﮐﻨﺪ ﮐﺰ ﺳﺮ ﺩﺭﺩﯾﺴﺖ ﻓﻐﺎﻧﺶ
ﮔﺮ ﻓﻼ‌ﻃﻮﻥ ﺑﻪ ﺣﮑﯿﻤﯽ ﻣﺮﺽ ﻋﺸﻖ ﺑﭙﻮﺷﺪ
ﻋﺎﻗﺒﺖ ﭘﺮﺩﻩ ﺑﺮﺍﻓﺘﺪ ﺯ ﺳﺮ ﺭﺍﺯ ﻧﻬﺎﻧﺶ

مترلینگ میگه

مترلینگ میگه
خدای هرکس به ایده اخلاقی و بینش فلسفی او بستگی دارد.




تنی سون شاعر انگلیسی میگه...
That God who always lives and loves.
One God,one law,one element,
And one far-off divine event
To which the whole creation moves.


خداوندی که جادوانه زنده است و مهر میورزد
یک خدا و یک قانون و یک عنصر
آنکه انتهای یک مقصد روانی است
و آنکه جنبش سراسر جهان آفرینش از اوست