هیچ و دیگر هیچ

هیچ اگر سایه پذیرد،منم آن سایه هیچ

هیچ و دیگر هیچ

هیچ اگر سایه پذیرد،منم آن سایه هیچ

هیچ و دیگر هیچ

می نویسم....
گاهی،تنها راه رسیدن به آرامش درونی من است

گاهی،آزارم میدهد.

برایم هم رنج است و هم لذت...

نه می شود رهایش کنم نه نمیخواهم که رهایش کنم.

یادش بخیر،مدرسه

با اینکه از مدرسه چندان لذت نمی بردم و خوشم نمی آمد ولی کلی خاطره خوب و شیرین ازش دارم

دیر رسیدن به مدرسه و جریمه شدن
سربه سر معلم ها و همکلاسی ها گذاشتن
زمان ما از این خبرا نبود که راننده شخصی داشته باشیم:( پیاده برمیگشتیم،واسه اینکه حوصله مون سر نره زنگ خونه هارو میزدیم :))
وسط کلاس بیرون میزدیم به بهانه ای بعد میرفتیم بیرون مدرسه بستنی میخریدم :)) یک نیم ساعتی از کلاس هدر میرفت
نامه هایی الکی برا مشآور مدرسه مینوشتیم و بنده خدا جواب میداد :(

چقدر خاطره زیاده از اون دوران ...:(
یادش بخیر ....:((
  • پری الزمان مهرزاد

نظرات  (۳)

اینا برات خاطره شده؟!
ما هنوز از خوابگاه میریم بیرون زنگ خونه ها رو میزنیم فرار میکنیم:/
پاسخ:
دیگه از من گذشته...سر پیری از این کارا انجام بدم:/ ایندفعه رفتی زنگ زدی یکی به یاد من بزن :))
  • سکینه سعیدی منش

  • ای شیطووووووون
    فکر میکردم فقط منم که شیطونم ^_^
    یادش بخیر...
    پاسخ:
    :)یادش بخیر
    به نام پاییز، که همه چیز از پاییز زیبا شروع شد.
    پاییز فصل آواز دلهای عاشقانه
    پاییز فصل آغاز شبهای دلبرانه
    بر تمام پاییزیهای مهربان مبارک.

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی